ستاره به ستاره در شب های مهتاب آرزویت کرده ام...
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
+ نیک عزیزم دیگر چیزهایی که در ذهنم وول میخورند را نمیتوانم بیاورم روی کاغذ، برای منی که روی کلمات میرقصیدم. حالا تمام زورم به یک دست زیر چانه و یک لبخند میرسد.
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
موهام و به خواهش خواهرم رنگ کردم و انگار خودم تنها کسی هستم که هیچ حسی به این تغییر ندارم.
همیشه تعجب و تعریف بقیه من و یاد خودم میندازه -_-
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
در یک شب بارانی، یک تاکسی را فقط برای دور زدن دوساعته در شهر کرایه کردم.
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی


برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
_ در شبی که ذهنم خوراک موریانه ها بود _
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
آه افلیا اینجا را ببین، یک رگه ی خیال، یک جوانه دست نخورده یک اشتیاق 5 ساله. باور نکردنیست که از مدفن احساسم جان سالم به در برده!!!
همان کلاویه شماره 88 ، افلیا میشنوی؟
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
رازهای همیشه مکتومِ سر به مُهر و دل به موم
ای پَرتو پاژَنگ شبانه
مــــــَن، چـــــــــَشم هایم، هَنــــــــوز لـــــــــَمس نَــــــــشده اند
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی
خواب دیدم خدا با خودش قهر کرده و مرا مقصر میداند مـــَــرا
من هم به او دهن کجی کردم!
برچسب:
نویسنده: آروین خلیلی